براي خودم

خیلی خوشحال می شم نظرات دوستان و می خوانم و از سلامتیشان با خبر می شم پس سکوت معنایی نداره

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393ساعت 17:50  توسط sh  | 

یک ماه دیگه مثل برق و باد گذشت دخمل کوچولو سه ماهه شده دخمل بزرگم خیلی بهتر شده و با واقعیت بچه دوم کنار اومده ولی هنوز حساسیتهاش ادامه داره عاشق دوتاشونم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت 23:3  توسط sh  | 

امروز واکسن دوماهگی دخملی و زدیم امیدورام تب نکنه و به راحتی این مرحله رو پشت سر بذاره


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم خرداد 1393ساعت 16:58  توسط sh  | 

جمعه مامانم برای نی نی جدید مهمانی گرفته و کلی مهمان داریم ایشاله باعکسهای جدید میام

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393ساعت 19:55  توسط sh  | 

اینقدر این روزها زود می گذره که نمی فهمم چه جوری شب می شه .

کلی کار دارم ولی هنوز نتوانسته م انجامشان بدم اینقدر که درگیر این دو تا بچه هستم خودمم هنوز ضعیف و بی جونم کلی برنامه ریختم برم پارک قیطریه و یا پارک بهشت مادران پیاده روی کنم متاسفانه یکی دو بار بیشتر نتوانسته م برم هر طور شده باید لاغر کنم رژیم غذایی بخاطر شیردهی نمی تونم بگیرم فقط ورزش می مونه اونم با این دو تا بچه نمی کشم واقعا درمانده شدم از دست لجبازیهای دخملی همسری هم همکاری نمی کنه صبح می ره و 11 و 12 شب میاد خانه تو این 50 روز یک روز هم نتونسته دخملی و پارک یا سرزمین عجایب ببره واقعا ناراحت بزرگه هستم بدجوری ضربه خورده کوچیکه کولیک داره و گریه می کنه همش تو بغله بزرگه حسابی تنها مونده وقت مشاوره گرفتم بلکه پدرش به خودش بیاد و وقت بذاره برامون من تنهایی از پسش بر نمیام تمام کارهایی که قبلا انجام می داد الان می گه نمی تونم خودت بیا بریدم واقعا خیلی تحت فشارم. 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم خرداد 1393ساعت 12:33  توسط sh  | 


در تاریخ 93/01/17 فرشته کوچولوی من زمینی شد چقدر زیبا و دوست داشتنیه .

متاسفانه دکتر خودم سفر بود با دکتر جانشینش پیش رفتم همه چی به خوبی انجام شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393ساعت 11:57  توسط sh  | 

سفر بي خطرررررررررررررررر كجا با كي تا كي؟


پیامتان را دیدم خوشحالم به دوستان خوش گذشته منتظر عکسهای زیبایتان در ایمیل می باشم .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1392ساعت 16:13  توسط sh  | 

يلدا

يلدا مبارك
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1392ساعت 11:48  توسط sh  | 

دخمل عزیزم از مهد کودک بیماری آبله مرغان گرفت و از ۱۱ آذر تا ۲۲ آذر درگیر بیماری دخملی بودم دکترم هم گفت باید از خودت دورش کنی ولی امکان نداشت دخملی شدیدا به من وابسته س و منهم خودم طاقت نمیاوردم دوری از دخترم اونهم توی بیماری و وقتی که به من نیاز داره توکل کردم به خدا و خودم ازش مراقبت کردم خدا را شکر تا الان اتفاقی نیفتاده و ویروس به من و نینی صدمه یی نزده دخملی هم به خوبی این دوره را پشت سر گذاشت و به جوشها دست نزد از روز شنبه ۲۳ آذر دخملی رفت مهد و منهم راهی اداره شدم .

درمان : هر روز با آب خالی می بایست دوش بگیرند. کرم کا لا مکس دکتر تجویز کرد ولی تاکید داشت اگر کرم استل  آ تریا  موستلا پیدا کنیم تاثیرش بهتره و جوشها زودتر خشک می شوند خدا را شکر بعد از سر زدن به چند داروخانه پیدا کردیم . شربت هید رو کسی زین  هر ۸ ساعت یه قاشق مربا خوری

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1392ساعت 11:57  توسط sh  | 

عزیز مامان امروز مطمئن شدم که دختری یه دختر ناز خدایا شکرت از الان باید حسابی به خودم برسم جوان بمانم با دخترهام بریم بیرون و بگردیم وگرنه من و جا می ذارن و دو تایی باهم می رن بنده خدا آقای همسر تک افتاد شدیم یک به سه حسابی باید هوای من و داشته باشه ههههههه

خدا را شکر صحیح و سلامت بود ولی خیلی شیطونه دکتر گفت داره بوکس کار می کنه دو تا دستهاش و مشت کرده بود و می برد بالا و پایین کلی خندیدم آناهیتا خیلی خوشحال شده خیلی دوست داشت خواهر داشته باشه منم خیلی دوست داشتم دختر بشه تا آناهیتا تنها نماند انشاله خواهرهای خوب و نمونه یی برای هم باشید و یار و یاور هم باشید دوستتان دارم دخترهای قشنگم می بوسمتان.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1392ساعت 17:39  توسط sh  | 

مطالب قدیمی‌تر