براي خودم

چه خوبه ف ی س ب و ک از حال دوستان با خبر می شیم عکسهای جدید لطفا بذارید .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393ساعت 20:45  توسط sh  | 

روزها مثل برق و باد می گذرند من موندم بعد مرخصی چه جوری می خوام برم سرکار واقعا نمی رسم

 

خدا را شکر واکسن 4 ماهگی دخملی و زدیم و تب نکرد .

امروز خیلی فعال شدم بعد اینکه دخملی و گذاشتم مهد با کوچولو رفتم پارک جمشیدیه عجب پیاده روی خوبی بود کلی کالری سوزوندم ایشاله بتونم باربی شم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393ساعت 0:17  توسط sh  | 

خیلی خوشحال می شم نظرات دوستان و می خوانم و از سلامتیشان با خبر می شم پس سکوت معنایی نداره

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393ساعت 17:50  توسط sh  | 

یک ماه دیگه مثل برق و باد گذشت دخمل کوچولو سه ماهه شده دخمل بزرگم خیلی بهتر شده و با واقعیت بچه دوم کنار اومده ولی هنوز حساسیتهاش ادامه داره عاشق دوتاشونم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت 23:3  توسط sh  | 

امروز واکسن دوماهگی دخملی و زدیم امیدورام تب نکنه و به راحتی این مرحله رو پشت سر بذاره


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم خرداد 1393ساعت 16:58  توسط sh  | 

جمعه مامانم برای نی نی جدید مهمانی گرفته و کلی مهمان داریم ایشاله باعکسهای جدید میام

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393ساعت 19:55  توسط sh  | 

اینقدر این روزها زود می گذره که نمی فهمم چه جوری شب می شه .

کلی کار دارم ولی هنوز نتوانسته م انجامشان بدم اینقدر که درگیر این دو تا بچه هستم خودمم هنوز ضعیف و بی جونم کلی برنامه ریختم برم پارک قیطریه و یا پارک بهشت مادران پیاده روی کنم متاسفانه یکی دو بار بیشتر نتوانسته م برم هر طور شده باید لاغر کنم رژیم غذایی بخاطر شیردهی نمی تونم بگیرم فقط ورزش می مونه اونم با این دو تا بچه نمی کشم واقعا درمانده شدم از دست لجبازیهای دخملی همسری هم همکاری نمی کنه صبح می ره و 11 و 12 شب میاد خانه تو این 50 روز یک روز هم نتونسته دخملی و پارک یا سرزمین عجایب ببره واقعا ناراحت بزرگه هستم بدجوری ضربه خورده کوچیکه کولیک داره و گریه می کنه همش تو بغله بزرگه حسابی تنها مونده وقت مشاوره گرفتم بلکه پدرش به خودش بیاد و وقت بذاره برامون من تنهایی از پسش بر نمیام تمام کارهایی که قبلا انجام می داد الان می گه نمی تونم خودت بیا بریدم واقعا خیلی تحت فشارم. 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم خرداد 1393ساعت 12:33  توسط sh  | 


در تاریخ 93/01/17 فرشته کوچولوی من زمینی شد چقدر زیبا و دوست داشتنیه .

متاسفانه دکتر خودم سفر بود با دکتر جانشینش پیش رفتم همه چی به خوبی انجام شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393ساعت 11:57  توسط sh  | 

سفر بي خطرررررررررررررررر كجا با كي تا كي؟


پیامتان را دیدم خوشحالم به دوستان خوش گذشته منتظر عکسهای زیبایتان در ایمیل می باشم .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1392ساعت 16:13  توسط sh  | 

يلدا

يلدا مبارك
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1392ساعت 11:48  توسط sh  | 

مطالب قدیمی‌تر